تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
338
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
حيات حق تعالى و توابع آن براى اثبات صفت حيات كه از اوصاف كماليه است ، برهان مخصوصى غير برهان عامى كه در مقام اثبات وجود و ذات اقامه شد لازم نيست ، و همان برهان به تنهايى براى اثبات تمام اوصاف كماليه كافى است . در آن برهان عمومى گفته شد : آنچه از اوصاف كمال كه براى حضرت حق ، بالامكان العام ثابت باشد به نحو وجوب براى او ثابت خواهد بود و هر صفتى كه براى شىء بما انّه موجود ثابت باشد براى حق به نحو وجوب ثابت است ، بدون اينكه تنزل از مرتبهء صرافت وجود لازم آيد و يا احتياجى به تخصص باشد . البته چنين اوصافى از كمالات وجود است و اگر براى حق ، بالامكان العام ثابت باشد به نحو وجوب براى وى ثابت خواهد بود ؛ زيرا ثبوت چيزى براى چيزى به يكى از سه وجه امكان و وجوب و امتناع است . ثبوت به نحو امتناع از موضوع بحث خارج است ؛ چون ما وصفى را مىگوييم كه براى حق بالامكان ثابت باشد ، كه چنين وصفى به نحو وجوب براى او ثابت خواهد بود ؛ زيرا ذات حق غايت تجرد و اعلى مرتبهء تجرد حتى تجرد از ماهيت را داراست . حامل امكان دو چيز است ؛ چون حامل امكان يا ماهيت است و فرض اين است كه حضرت حق ماهيت ندارد ، و يا استعداد است و اگر امكان ، امكان استعدادى باشد حامل آن هيولى است و هيولى در حق نيست . پس هيچ كدام از دو قسم حامل امكان در حضرت حق نيست . بنا بر اين هر چه بالامكان العام كه فقط از جانب مخالف ، سلب